Strict Standards: Declaration of YtUtils::resize() should be compatible with YTools::resize($image, $width, $height = NULL, $config = Array) in /home/yaqoobi1/public_html/fa/plugins/system/sjcore/core/ytools/ytools.php on line 758
 سایت دفتر امام جمعه شهرستان بجنورد | آیت الله ابوالقاسم یعقوبی - بصیرت دینی، مصیبت دینی

 

بصیرت دینی، مصیبت دینی

 

باسمه تعالی
مقدمه:
بصیرت دینی عامل رویش و رشد و اعتلا و ارتقای جامعه دینی می‌شود و در برابر، مصیبت دینی مانع هرگونه پیشرفت و تکامل و ترقی قرار می‌گیرد.
به همین جهت در لابه‌لای نیایش‌های رسیده از پیشوایان معصوم (ع) اولی را طلب می‌کنیم و می‌گوییم:
«البصیره فی دینی» خدایا به ما بینش و بصیرت در دین عطا فرما و نبود دومی را از خداوند خواهانیم:
«ولا تجعل مصیبتنا فی دیننا» پروردگارا مصیبت ما را در دین ما قرار مده.
در این نوشتار بر آنیم که این دو مقوله و موضوع را تبیین نماییم و سپس آن را بر جامعه دینی زمان خودمان تطبیق نموده و عوامل بصیرت آفرین آن و موانع مصیبت آفرین را شناسایی و راهکارهای برون‌رفت از مصیبت‌ها و گسترش بصیرت‌ها را در بوته پژوهش قرار دهیم.

کلیدواژه ها:
بصیرت ، مصیبت ، بصیرت و مصیبت دینی، مصیبت فتنه ساز، بصیرت فتنه سوز، عمارهای امام و رهبری، فتنه، قلب فتنه، ریشه‌یابی فتنه، ریشه‌کن‌سازی فتنه، بصیرت و صلابت


• بصیرت
این واژه در لغت بارِ بینایی، بیداری، شفافیت، دورنگری، عاقبت‌اندیشی، چشم‌انداز داشتن، پشت‌صحنه را دیدن و مانند آن را به همراه دارد.
اصل این کلمه را این‌گونه ریشه‌یابی کرده‌اند:
البصر یقال للجارحه الناظره و للقوه التی فیها ویقال لقوه القلب المدرکه بصیره و بصر ... و جمع البصر ابصار و جمع البصیره بصائر»
بصر یعنی عضو بیننده (چشم) و قوه‌ای که در آن هست و نیز نیرویی در وجود آدمی است که از آن به قوه قلب و جان یاد می‌شود و درک کننده حقایق است که آن را بصیرت می‌گویند، جمع بصر در ادبیات عرب «ابصار» و جمع بصیرت «بصائر»، اصل و ریشه این دو واژه در کلمات عرب این است:
به سنگی که درخشندگی دارد (که گویی می‌بیند) و یا از بس درخشندگی دارد که از دور دیده می‌شود، می‌گویند «بصر».
و نیز به قطعه خونی که زلال است و سپری که از دور می‌درخشد «بصیرت» اطلاق می‌شود و نیز بر شکاف بین دو قطعه از پارچه که از لابه‌لای آن می‌توان بیرون را دید «بصیرت» گفته می‌شود.
در قرآن کریم نیز این واژه بارها به‌کاررفته است:
1- قُلْ هذِهِ سَبيلي أَدْعُوا إِلَي اللَّهِ عَلي بَصيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَني
(پیامبر) بگو این راه من است که شمارا به آن فرامی‌خوانم (که در آن) من و پیروانم با بصیرت وارد شود.
2- قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِيَ فَعَلَيْها ...
عوامل بصیرت ساز از سوی پروردگارتان برای شما آمد ، آنکه بصیرت یافت سود برد و آنکه کوردلی نشان داد زیان کرد.
3- لَقَدْ کُنْتَ في‏ غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطاءَکَ فَبَصَرُکَ الْيَوْمَ حَديدٌ
(ای انسان) تو از این حقایق در دنیا بی‌خبر بودی و در غفلت، امروز پرده‌ها را کنار زدیم پس نگاه تو تیزبین گردید.
4- وَعَاداً وَثَمُودَاْ وَقَد تَّبَیَّنَ لَکُم مِّن مَّسَاکِنِهِمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَکَانُواْ مُسْتَبْصِرِینَ
و (قوم) عاد و ثمود را نیز (هلاک کردیم)؛ و بی‌شک (بعضی) از خانه‌های مسکونی (مخروبه‌ی) آنان برای شما آشکار است؛ و شیطان اعمالشان را برای آنان زینت داد، پس آنان را از راه (خدا) بازداشت، درحالی‌که (برای شناخت حقّ و باطل) بصیرت داشتند.
در روایات رسیده از پیشوایان معصوم (ع) نیز واژه «بصیرت» به همان معنایی که گفته شد به‌کاررفته است:
امام سجاد (ع) در رابطه با ویژگی‌های تربیت فرزندان، از خداوند این‌گونه درخواست می‌کند:
«و اجعلهم ابرارا اتقیاء بصراء سامعین مطیعین لك ...»
پروردگارا! (فرزندان مرا) از نیکوکاران، پرهیزکاران و بصیرت مندانی قرار ده که حرف تو را بشنوند و آن را (در عمل) به کار گیرند و فرمان‌بری کنند.
امام علی (ع) در رابطه با «اصحاب جمل» و جمع‌کردن نیروهای آنان علیه خویش و آگاهی و «بصیرت» خود نسبت به این جریان‌ها می‌فرمایند:
«اَلا وَ آن الشَّیْطانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ، وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ، وَ اَنَّ مَعى لَبَصیرَتى: ما لَبَّسْتُ عَلى نَفْسى، وَ لا لُبِّسَ عَلَىَّ»
آگاه باشید که شیطان (سران شورشی جمل) حزب خود را جمع کرده و سواره و پیاده‌های لشکر خود را فراخوانده است. اما من آگاهی و بصیرت لازم به امور را دارم، نه حق را پوشیده داشتم و نه حق بر من پوشیده ماند.
و درجایی دیگر در داستان جمل، در پاسخ به برخی از یارآن‌که اظهار تأسف کرد: ای‌کاش برادرش در این نبرد پیروزمندانه همراه رزمندگان می‌بود، امام (ع) از او پرسید:
«اهوی اخیک معنا؟ فقال نعم قال فقد شهدنا. ولقد شهدنا فی عسکرنا هذا اقوام فی اصلاب الرجال وارحام النساء سیرعف بهم الزمان و یقوی بهم الایمان.»
آیا فکر و دل برادرت با ما بود؟ گفت: آری. امام (ع) فرمود: پس او هم در این جنگ با ما بود بلکه با ما در این نبرد شریک‌اند، آن‌هایی که حضور ندارند در صلب پدران و رحم مادران می‌باشند ولی با ما هم‌عقیده‌اند، به‌زودی متولد می‌شوند و ایمان به‌وسیله آنان تقویت می‌گردد.
در این کلام نورانی، بصیرت موج می‌زند. امام (ع) با بصیرت دینی، قلب تاریخ را می‌شکافد و آینده جریان حق و طرفداران ولایت را به زیبایی ترسیم می‌کند که آنان خواهند آمد و بر محور ولایت، دین حق را یاری و تقویت خواهند کرد.
بصیرت، نورافکنی است که فراسوی زمان‌ها را درمی‌نوردد و زوایای تاریک تاریخ را روشن و آشکار می‌سازد.
اگر این درّ گران‌مایه در جامعه دینی نهادینه شود، امام و امت کاری کارستان می‌کنند و نقشه خناسان و مکاران را نقش بر آب می‌سازند.
امام علی (ع) در تعریف و ترسیم انسان‌های «بصیر» و دارای بصیرت می‌فرمایند:
«البصیر من سمع فتفکّر و نظر فأبصر»
انسان با بصیرت کسی است که حرف‌شنوی داشته باشد و اهل فکر و تحلیل باشد و وقتی‌که شنید و تحلیل کرد، به آن بیندیشد.
بنابراین عصاره واژه «بصیرت» در قران و سنّت این است که: مؤمن راستین همواره بر حوادث و رخدادها و پدیده‌ها و جریان‌های جاری در بستر زمان و زندگی خود نظاره‌گر است، از پوسته آن‌ها به هسته و مغز و درون نقب می‌زند و آن‌ها را با عقل و اندیشه تحلیل می‌کند و از مجموعه آن تکلیف دینی خود را به دست می‌آورد و به آن پایبندی و التزام عملی نشان می‌دهد.
امام صادق (ع) فرمودند: «اَلْعَامِلُ عَلَى غَيْرِ بَصِيرَةٍ كَالسَّائِرِ عَلَى غَيْرِ اَلطَّرِيقِ لاَ يَزِيدُهُ سُرْعَةُ اَلسَّيْرِ إِلاَّ بُعْداً»
آنکه کاری از روی بصیرت انجام ندهد، مانند رونده‌ای است که از جاده منحرف‌شده است که هرچه جلوتر رود، زاویه انحرافش بیشتر شود.
«بصیرت» عنصری است مه شکن در فضای مه‌آلود جامعه‌ای دینی که مؤمن را در بحران‌ها، از بن‌بست‌ها نجات می‌دهد و راه‌های خروج از فتنه‌ها را به روی او می‌گشاید.
«و من یتق الله یجعل له مخرجاً»
آنکه باتقوا و خویشتن بان باشد (و دارای بصیرت در دین باشد) خداوند راه برون‌رفت (از ستم‌ها و فتنه‌ها را) به روی او می‌گشاید.

 

• مصیبت:
ریشه این کلمه نیز قابل‌توجه است. لغت شناسان قرآنی گفته‌اند:
«این واژه از ریشه «صوب» است، صوب یعنی اصابت، به بارانی که از ابر نازل می‌شود و به‌اندازه می‌بارد، «صوب» می‌گویند.»
«و به تیری که از جایگاهش رهاشده و به هدف برسد نیز «صوب» گویند.»
از این بیان روشن می‌شود که اصل واژه «مصیبت» به معنای رسیدن است که گاهی امر خیری می‌رسد و گاهی امر شّری می‌رسد. شاید به اعتبار کار خیر مانند شده است به بارش باران و به اعتبار کار شرّ تشبیه شده است به اصابت تیر به هدف.
«مصیبت» را ازآن‌جهت مصیبت گویند که امری و حادثه‌ای به انسان می‌رسد که اگر ناگوار باشد، حزن‌آور و اگر گوارا باشد، نشاط‌آور است.
«مصیبت» در دین یک پدیده ناگوار است که امامان از آن به خدا پناه برده‌اند.
امام صادق (ع) هرگاه آیه شریفه «انا لله و انا الیه راجعون» را تلاوت می‌کردند و یا می‌شنیدند می‌فرمودند: «الحمدلله الذی لم یجعل مصیبتی فی دینی»
سپاس خداوند را که مرا گرفتار مصیبت در دین نساخت.
در دعای ويژه ماه شعبآن‌که در بقیه ایام هم خواندنش مطلوب است چنین می‌خوانیم:
«ولا تجعل مصیبتنا فی دیننا» خدایا مصیبت ما را در دین ما قرار نده.
امام حسین (ع) در آغاز نهضت و قیامش هنگامی‌که مروان به او پیشنهاد بیعت با یزید را مطرح کرد فرمودند: «اِنّا لِلّهِ وَاِنّا اِلَيْهِ راجِعُونَ وَعَلَى الاِسْلامِ الْسَّلامُ اِذ قَدْ بُلِيَتِ الاُمَّةُ بِراعٍ مِثْلَ يَزيدَ»
ما از خداییم و به‌سوی اوییم. باید با اسلام خداحافظی کرد زمانی که امام و جلودار آن شخصی مانند یزید باشد و در جایی دیگر فرموده : «شخصی مثل من هرگز با او بیعت نمی‌کند.»
تلاوت آیه «استرجاع توسط امام یعنی مصیبتی بزرگ در جامعه اسلامی رخ‌داده است که امام حسین (ع) باید آن را از حوزه دین و جامعه کنار زند و آن وجود عنصر نالایق و انسان نابکار و ناکارآمدی مانند یزید در رأس هرم جامعه دینی است.

 

• بصیرت، مقتضی، مصیبت مانع
با توجه به آنچه نگاشتیم روشن شد که «بصیرت دینی» عامل و مقتضی رشد است و «مصیبت دینی» مانع آن. اگر جامعه دینی به صفت زیبای «بصیرت» آراسته شود، در تمام حوزه‌های دین‌داری بستر رویش و رشد خود را فراهم می آورد و اگر گرفتار «مصیبت» در دین شود، حرکت دیندارانه کُند می‌گردد و ضد ارزش‌ها میدان را از ارزش‌های دینی می‌گیرند و درنتیجه «حق» در «محاق» قرار می‌گیرد و «امام و ولی» در جامعه «تنها» می‌شود و مظلوم.
وظیفه و تکلیف دینی دین‌داری در هرزمانی آن است که بذر بصیرت را در سرزمین فکر و دل و خرد دیگران بپاشد تا از آن گل معرفت بچینند و میوه‌های شجره «طیبه» در «حیات طیبه» دینی را نوش جان کنند.
البته این واقعیت آنگاه رخ می‌نماید که آفت «مصیبت دینی» از جامعه رخت بربندد و مردم از شرّ مصیبت سازان در حوزه دیانت راحت شوند:
«اللهم لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنَا فِي دِينِنَا وَ لا تَجْعَلِ الدُّنْيَا أَكْبَرَ هَمِّنَا وَ لا مَبْلَغَ عِلْمِنَا وَ لا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا مَنْ لا يَرْحَمُنَا»
خدایا مصیبت ما را در دین ما قرار نده و دنیا را بزرگ‌ترین هدف و همت ما مگردان و آن را انتهای دانش ما نگردان و کسانی که بر ما رحم نمی‌کنند را بر ما مسلط مفرما.
اگر مصیبت دینی در جامعه اسلامی براثر کوتاهی و قصور و تقصیرها گسترش یابد، زمینه تسلط ستمگران بی‌رحم و ستمکاران سنگدل فراهم می‌گردد و دمار از روزگار مسلمانان درمی‌آورند. آن‌گونه که تاریخ داستان معاویه‌ها، یزیدها، حجاج‌ها و متوکل‌ها و ... را برای ما ثبت کرده است.
تلاش در بصیرت گستری وظیفه مهم و اولویت‌دار امت اسلامی است در فضای بی‌بصیرتی بذر نفاق و نفوذ می‌پاشند و محصول فتنه درو می‌کنند. این موضوع آن‌قدر اساسی و مهم است که رهبر بزرگوار انقلاب، امام خامنه‌ای می‌فرمایند:
«چیزی که امام حسن مجتبی (ع) را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود، تحلیل سیاسی نداشتند، چیزی که فتنه خوارج را به وجود آورد و امیرالمؤمنین (ع) را آن‌طور زیر فشار قرارداد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود و الّا همه که بی‌دین نبودند.»
دین‌داری با دین‌شناسی و تکلیف شناسی فرق دارد. ممکن است مردمی به‌ظاهر اهل نماز و روزه و حج و انجام فرایض و نوافل دینی باشند، اما دشمن از بی‌بصیرتی آنان سوءاستفاده کند و جبهه حق را دچار مشکل سازد.
آنچه موتور محرک و پیش برنده جریان و جبهه حق در هرزمانی است، مردم با بصیرت و ولایت مدار و پایبند به ایمان و اَیمان است و بس.

• جنگ بصیرت‌ها و مصیبت‌ها
امروز در دهه چهل انقلاب اسلامی قرار داریم. استکبار جهانی هرروز برای ما درصدد مصیبت سازی است، مصیبت‌هایی که در جهان اسلام و در ایران عزیز، گرفتاری‌ها و فشارها و تحریم‌ها برنامه‌های شرّی است که به مردم و امت ما اصابت کرده است و دردسرهای اجتماعی و فرهنگی را دامن زده است.
در حقیقت این مصیبت‌ها به‌عنوان سرعت‌گیر درست کردن برای حرکت سریع‌السیر انقلاب اسلامی است. آن‌ها از گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در هراسند و نگران، هزینه‌های مادی و برنامه‌ریزی‌های نظامی و توطئه‌های سیاسی و فرهنگی آنان مانند لشکر ابرهه بر سر مردم ایران فروریخته است؛ اما غافل از آن‌که اینجا جایگاه ابراهیم بت‌شکن است. این جا سرزمین شیران شیردل شیعه و اسلام ناب است. اینجا ام القرای جهان اسلام و کعبه دل‌های مستضعفان و مظلومان است. این رویارویی جبهه استکبار با انقلاب اسلامی گرچه مصیبت‌هایی ببار آورده است، اما بصیرت بالا و والای ملت ایران و مردم منطقه آثار و پی آمدهای آن شیطنت‌ها را به حداقل رسانده است.
امروز نام ایران و ملت با بصیرت و مقتدر آن در صدر اخبار دنیا و در متن تحلیل‌های اندیشمندان شرق و غرب قرار دارد. آری جنگ و «جهادکبیر» هجمه‌های شیطان اکبر را پس‌زده است و مقاومت فرهنگی و اقتصاد مقاومتی را نهادینه کرده است.

• بصیرت فتنه سوز
نهم دی‌ماه 1388 شاهد اوج حرکت بصیرت مندانه و غیرتمندانه ملت ایران در برابر مصیبت سازان و فتنه گران بود. در فضای التهاب آفرینی که دشمنان خارجی و نامحرمان و نااهلان داخلی ایجاد کرده بودند و چند ماهی دشمنان در حال و هوای نابودی نظام اسلامی به شادی و پای‌کوبی به سر می‌بردند و اصل نظام و ولایت‌فقیه را نشانه گرفته بودند، ملت رشید ایران کاری کرد کارستان. یوم‌الله نهم دی‌ماه را خلق کردند و همه رشته‌های دشمنان و فتنه گران را پنبه کردند و بار دیگر باطری موتور انقلاب اسلامی را شارژ و عزم‌ها را جزم و اراده‌ها را پولادین ساختند. «لشکر ابابیل» را که در شبکه‌های اجتماعی دشمنان به سمت ام القرای جهان اسلام گسیل‌شده بودند، تارومار ساختند و این حقیقت را به منصه ظهور رساندند که «من صارع الحق صرعه» هرکس با حق درافتاد نابود شد.

• عمارهای امام
گرچه عده‌ای از خواص بی‌خاصیت و بی‌بصیرت مردود شدند و نمره منفی گرفتند، اما عمارهای امام و رهبری معیار جدایی جبهه حق از باطل شدند و چهره واقعی «فئه باغیه» و فتنه گران را به مردم شناساندند.
بسیاری از مردم با بصیرت انقلابی حرکت فتنه گران را نقشه دشمنان می‌دانستند، اما سوگمندانه بودند کسانی که در حصار خودخواهی خود گرفتارشده بودند و نصیحت ناصحان و خیرخواهی مشفقان را نیز نپذیرفتند و از حصار خودخواهی به حصر ملی و مردمی گرفتار آمدند.
«یوم‌الله» نهم دی‌ماه 1388 درس دیگری به استکبار جهانی داد که:
ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عِرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری
آن‌هایی که برای ریشه‌کن کردن نظام اسلامی عده و عُده خود را به میدان آورده بودند، فکر نمی‌کردند که روزی با حضور مردم، تارومار شوند و آبروی چندین ساله خود را در پای خودخواهی‌ها به مسلخ ببرند.
فتنه 1388، هم بصیرت ساز بود و هم عبرت‌آموز:
مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما غافل از آن‌که خدا هست در اندیشه ما
امام علی (ع) فرمودند:
«ما أكثَرَ العِبَرَ وَ أقَلَّ الاِعتِبارَ » چقدر عبرت‌ها زیاد است و عبرت گیر اندک؟!
انتقاد و اعتراض منطقی و مستدل به‌نظام اسلامی و ارائه راهکار را نباید با شورشگری و ایجاد بازار مس گران اشتباه گرفت، نظام اسلامی و رهبر فرزانه آن هیچ‌گاه صدای اعتراض و معترض را نبسته و بنای بستن ندارد، اما آنگاه‌که صدای بیگانه از حلقوم آشنا بلند می‌شود و نفوذ با نفاق همدست می‌شود و برخی از به‌اصطلاح انقلابیون، جاده صاف کن نااهلان و نامحرمان می‌شوند، چه باید کرد؟ امام خامنه ای چنین پاسخ می دهند:
«من با حرکت روشنگرانه از سوی هر نهادی هیچ مخالفتی ندارم؛ یعنی اصلاً جزء راهبردهای اساسی کار ما از اول مسئله تبیین بوده است ... در جریان‌های سیاسی و فکری و سلیقه‌ای مشتعل کردن فضا مناسب نیست ... حرکت، حرکت متین با تبیین، مستند باشد. کار انقلاب از اساس با تبیین، روشنگری، بیان منطقی مستدل و دور از هو و جنجال بود.»
• شکافتن قلب فتنه
جامعه دینی اگر گرفتار مصیبت فتنه شود، باید به دو نکته توجه عمیق داشته باشد:
اول: ریشه‌یابی فتنه
دوم: ریشه‌کن کردن فتنه
امیرالمؤمنین علی (ع) در نهج‌البلاغه ریشه فتنه را دو چیز می‌داند:
«إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْكَامٌ تُبْتَدَعُ»
فتنه‌ها هنگامی رخ می‌نماید و آغاز می‌شود که عده‌ای تابع هوا و هوس‌های خویش شوند و قانون‌های من‌درآوردی و خلاف شرع را بخواهند رواج دهند و مطرح نمایند.
در برابر این موج‌آفرینان فتنه، باید کشتی همراه با ناخدای موج‌شکن پیدا کرد تا توان هماوردی با این امواج را دارا باشد و آن نیست مگر کسی که کشتی ولایت را ناخدایی می‌کند (در زمان معصومین (ع) ناخدا آنان بودند و در عصر غیبت کبری، ولی‌فقیه).
امام علی (ع) می‌فرمایند:
«أَيُّهَا النَّاسُ شُقُّوا أَمْوَاجَ الْفِتَنِ بِسُفُنِ النَّجَاةِ»
ای مردم امواج فتنه‌ها را با کشتی‌های نجات درهم شکنید.
«چه غم دیوار امت را که باشد نوح کشتی بان»

• بصیرت و صلابت
اگر بصیرت باصلابت همراه شود، قهرمان ساز می‌شود و تاریخ‌ساز.
ابرمردانی که در تاریخ اسلام نقش‌آفرینی کرده‌اند با این دو ويژگی خود را پرورش دادند.
قرآن مجید هم دو عامل را در فروپاشی کید و مکر دشمنان اسلام اثرگذار می‌داند و بر آن تأکید دارد:
« اِن تَصبِروا وَ تَتَّقوا لا یَضُرُّکُم کَیدُهُم شَیئًا»
اگر صبر (و صلابت) را همراه باتقوا (و بصیرت) داشته باشید، کید و توطئه‌های دشمنان در (اراده پولادین شما) تأثیرگذار نخواهد بود.
تقوا از نگاه قران بصیرت ساز است و قدرت تحلیل و تمییز حق از باطل را در انسان مسلمان تقویت می‌کند و او را در بحران‌ها و فتنه‌ها یاری می‌رساند.
« إن تَتَّقُوا اللَّهَ يَجعَل لَكُم فُرقانًا»
اگر تقوا داشته باشید، خدا قدرت جداسازی حق از باطل را برای شما فراهم می‌سازد.
صبر هم همراه صلابت است . اگرچه صبوری کردن سخت است ، لیکن از دل صبر ، گوهر صلابت بیرون می‌آید و انسان صابر ، انسان پرصلابت و ضربه ناپذیر می‌گردد. به همین جهت قران (تقوا و صبر ) را عامل خنثی‌سازی هرگونه مکر دشمنان می‌داند.
صبر تلخ است ولیکن عاقبت میوه شیرین دهد پرمنفعت
اگر ایمان و تقوا در کنار صبر و صلابت در جامعه دینی نهادینه شود، آن جامعه از درون بتن آرمه می‌گردد و گرگ‌های بیرونی و موریانه‌های داخلی نمی‌توانند در دیوار امت رخنه و نفوذ کنند.
در منابع دینی ، بزرگ‌مردانی داریم که شاخص بصیرت و صلابت‌اند و می‌توانند الهام‌بخش و الگوی تمام‌عیاری برای امت اسلام در طول تاریخ باشند. ازجمله آن ابرمردهای با بصیرت و پرصلابت باید از قهرمان کربلا ، عباس بن علی (ع) اباالفضل العباس(ع) نام برد.
امام صادق (ع) در ترسیم چهره این اسوه حسنه می‌فرماید:
« کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ نافِذَ البَصیرَةِ صُلبَ الإیمانِ جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِاللّه ِ و أبلى بَلاءً حَسَنا و مَضى شَهیدَا»
عموی ما عباس دارای بصیرت دینی ژرف و استواری و صلابت در باور و ایمان بود، درراه خدا و در رکاب ابی‌عبدالله (ع) جهاد کرد و نیکو آزمایش داد و به شهادت رسید.
در این کلام نورانی امام صادق (ع) به دو مقدمه شخصیتی و دو رکن رکین زندگی حضرت عباس (ع) اشاره‌کرده‌اند و آن دو یکی بصیرت ایمان است و دیگری صلابت و استقامت.
اگر این بصیرت و صلابت در جامعه دینی و سبک زندگی اسلامی نهادینه گردد، مصیبت‌هایی که از سوی دشمنان ایجاد می‌گردد، بی‌اثر و بی‌نتیجه خواهد ماند.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

جستجو

مناسبت‌ها

hejab.jpg

سایت های مرتبط

سایت رهبری

سایت امام خمینی(ره)

شورای سیساستگذاری ائمه جمعه

سایت دولت